به طور قطع بارها در بین افراد خانواده و یا حتی دوست آشنا با این واژه مواجهه داشته اید که فرزند ما تیزهوش است و نسبت به سایر هم کلاسی ها و هم سالان خود از بهره هوشی بالاتری برخوردار است.
فارغ از آنکه در دوره ای از زمان این تعاریف صرفا برای متفاوت نشان دادن و برتری نسبی دادن به دانش آموزان در بین اقوام و فامیل قلمداد می شد اما در واقعیت فرد تیزهوش وجود دارد اما شاید با تعاریف و مصادیقی که در ذهن ماست متفاوت باشد.
در تعریف سنتی تیزهوشی که در نیمه نخست قرن بیستم بیشتر سر زبان ها افتاده و از آن یاد می شد تیزهوشی عموماً با بهره هوشی یا همان آی کی یو تعریف معادل گرفته می شد. یعنی کودکانی که نمره بالاتری در آزمونهای استاندارد هوش نظیر تست ریبن به دست میآوردند، تیزهوش تلقی میشدند.
در این نگاه، شاخصهای اصلی تیزهوشی شامل تواناییهای ذهنی عمومی (مانند حافظه، استدلال و تحلیل منطقی)، سرعت یادگیری و درک سریع مفاهیم دشوار بود. بنابراین، تیزهوشی نوعی برتری شناختی نسبت به همسالان محسوب میشد و آموزش این کودکان غالباً با شتابدهی درسی یا ارائه محتوای سختتر و پیشرفتهتر انجام میگرفت.
اما با گذر از سالهای ابتدایی قرن بیستم به تعریف نوینی از تیزهوشی رسیدیم. جایی که گذر زمان و تغییر شرایط اجتماعی و علمی، تعریف تیزهوشی را نیز دچار تحول کرد و رسیدیم به این نقطه که امروزه تیزهوشی صرفاً به آی کی یو بالا محدود نمیشود، بلکه به عنوان مجموعهای چندبعدی از تواناییها در نظر گرفته میشود.
در این تعریف نو و جدید؛ خلاقیت، تفکر انتقادی، حل مسئله، هوش هیجانی، تواناییهای اجتماعی و مهارتهای بینرشتهای نیز جایگاه ویژهای برای تعیین تیزهوش بودن یا نبودن دانش آموز دارند. کودک تیزهوش امروز کسی است که علاوه بر تواناییهای شناختی بالا، ظرفیت خلق ایدههای نو، سازگاری با تغییرات و توانایی کار گروهی در مواجهه با مسائل پیچیده جهانی را داراست.
همه ما حتما با این واژه مواجه شده ایم که از معلم خود پرسیده ایم انتگرال در کدام بخش زندگی آینده مان قرار است به درد ما بخورد و اینجا در واقع به زعم نگارنده همان نقطه ای است که نشان می دهد کدام دانش آموزان ظرف بیست سال آینده می توانند برای حل مسائل عمده کشور نقشی کلیدی ایفا کنند.
با نگاهی تفکیک کننده در می یابیم که بنا به تعریف سنتی، تیزهوشی بیشتر به حافظه و توانایی شناختی فردی محدود میشود در حالی که در تعریف نوین، علاوه بر جنبههای شناختی، ابعاد اجتماعی، هیجانی و خلاقیت نیز در نظر گرفته میشود.
حتی در تعریف سنتی، مسائل مورد توجه عمدتاً مسائل بسته و دارای پاسخ مشخص بودند برای مثال انتخاب یک شکل از چند شکل مشابه؛ اما در تعریف نوین، کودک باید توانایی مواجهه با مسائل باز و پیچیده را داشته باشد.
اما پس از آشنایی با تعریف تیزهوشی و مقایسه تعریف سنتی آن با تعریف نوین این سوال اساسی در ذهن ایجاد می شود که آیا با توجه به تعاریف نوین آموزش های مرتبط با افراد تیزهوش هم باید دست خوش تغییر شود یا همچنان می توان با همان مسیر ترسیم شده در دهه های گذشته این دانش آموزان را پرورش داده و وارد جامعه کرد. پاسخ یک کلمه ای به این سوال قطعا خیر بوده و باید آموزش ها نو و به روز شود.


